خلاصه مباحث ارائه شده در حلقه مطالعاتی از کتاب حماسه حسینی(فصل اول ودوم)

خلاصه مباحث ارائه شده در حلقه مطالعاتی از کتاب حماسه حسینی(فصل اول ودوم)

خلاصه مباحث ارائه شده در حلقه مطالعاتی از کتاب حماسه حسینی(فصل اول ودوم)

معنی حماسه: کلمه حماسه به معنی شدت و صلابت است و گاه به معنی شجاعت و حمیّت استعمال می شود. منظومه های شعری را از نظرمحتوابه اقسامی تقسیم میکنند؛ منظومه های غنایی، حماسی، وعظی و اندرزی،رثایی ومدحی ازجمله آنهاهستند. اما شعرحماسی شعری است که از آن بویی از غیرت و شجاعت ومردانگی می آید، شعری است که روح را تحریک می کند و به هیجان می آورد. سخن نیزمی تواند حماسی باشد و سخن حماسی یعنی سخنی که در آن بویی از غیرت شجاعت و مردانگی باشد، بویی از ایستادگی و مقاومت باشد. حتی شخصیت ها نیز اقسامی دارند. بعضی از شخصیت ها شخصیت حماسی هستند، روحشان حماسه است، بعضی روحشان رثایی است، آه و ناله است، بعضی شکل روحشان شکل پند و اندرز و موعظه است.

hamase-hoseini

امام حسین (ع) یک شخصیت حماسی است.اما حماسه انسانیت، حماسه بشریّت نه حماسه قومیت. سخن حسین، عمل حسین، حادثه ی حسین، روح حسین، همه چیز حسین هیجان است، تحریک است، القاء نیروست، اما چه جور القاء نیرویی؟ چجور درسی؟ آیا ازآن جهت که به یک قوم بخصوص منتسب است؟!

شما در دنیا حماسه ای مثل حماسه حسین (ع)پیدا نخواهیدکرد، چه ار نظرقوت و قدرت حماسه و چه از نظرعلوّ و ارتفاع و انسانی بودن آن، و متاسفانه ما مردم این حماسه را نشناخته ایم.

حادثه عاشورا و تاریخچه کربلا دو صفحه دارد: یکی صفحه سفید و نورانی  و یک صفحه تاریک و ظلمانی که هردو صفحه اش یا بی نظیر است یا کم نظیر.

درس های آموزنده قیام حسینی:

ملتی شخصیت دارد که حس استغنا و بی نیازی دراو باشد. امام حسین (ع) حس استغنا و بی نیازی رابه مردم دادند. این مقداراستغناء قطعا در دنیا بی نظیر است.
امام حسین (ع) درس غیرت و تحمل وبردباری به مردم دادند، درس تحمل شداید و سختی ها.
امام حسین (ع) روح تازه ای را دمیدند و خونها را به جوش آوردند، غیرت هارا تحریک کردند و عشق و ایده آل به مردم دادند.

چرا باید حادثه کربلا را همیشه از نظرصفحه سیاهش مطالعه کنیم و چرا باید همیشه جنایتهای کربلا گفته شود؟ چرا ما صفحه ی نورانی این داستان را کمتر مطالعه می کنیم، در حالی که جنبه حماسی آن صد برابر برجنبه جنایی آن میچربد و نورانیت این حادثه برتاریکی آن خیلی می چربد.

تحریفات در واقعه تاریخی کربلا

تحریف از ماده حرف درزبان عربی می آید یعنی متمایل کردن یک چیز از آن مسیراصلی و وضع اصلی که داشته است یا باید داشته باشد.

تحریف انواعی دارد و مهمتر از همه آن است که تحریف یا لفظی است یا معنوی. لفظی آن است که ظاهر یک چیز را عوض کنند. معنوی آن است که در لفظ تصرف نمی شود اما این لفظ را طوری میشود معنی کرد که خلاف مقصد و مقصود گوینده است.

دو مسئولیت بزرگ در برابراین تحریفات بر عهده مردم است. اول اینکه نهی از منکر بر همه واجب است و دوم اینکه مقاومت دربرابر انتظاری که مردم از به اصطلاح کربلا شدن یا گرفتن مجلس دارند.

عوامل تحریف: عاملهای تحریف بر دو قسم است. یک نوع از عوامل که عمومی است و هر حادثه تاریخی را تحت تاثیرقرارمیدهد. مثل۱- اغراض دشمنان که خیلی در واقعه کربلا موثرنبوده و ۲- تمایل بشر به اسطوره سازی: در بشریک حسی قهرمان پرستی است،یک حسی هست که درباره ی قهرمانهای ملی و دینی افسانه می سازد. که این مسئله درمورد افرادی که شخصیت آنها شخصیت پیشوایی است و قول وفعل و عمل آنها، قیام و نهضت آنها سند و حجت است، دراینها نباید تحریفی واقع بشود.

نوع دوم ازعوامل تحریف که خصوصی است شامل: ۱- استفاده از وسیله نامقدس برای هدف مقدس؛ که این را در مکتب ماکیاولی و امثال او میگویند که هدف وسیله را مباح میکند.از هروسیله ای برای گریاندن مردم استفاده میکنند. این چه حرف شریعت خراب کنی است؟! عزاداری حسین ابن علی (ع) واقعا فلسفه دارد. متاسفانه عده ای خیال کردند بدون اینکه مردم را به مکتب حسین(ع) آشنا کنیم، به فلسفه قیام حسینی آشنا کنیم، عارف به مقامات حسینی کنیم، همین قدر که مردمی آمدند و نشستند و یک گریه ای را نفهمیده و ندانسته کردند دیگر کفاره گناهان است!

درباره نویسنده

302مطلب نوشته است .

نوشتن دیدگاه

شما میتوانید از تصاویر مخصوص خود در قسمت نظرات استفاده نمایید برای اینکار از وب سایت آواتارکمک بگیرید .

تمام حقوق این سایت برای © 2017 انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه ارومیه. محفوظ است.
طراحی توسط حاجی گرافیک